تبليغاتX
MACRO EHSAS



.

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم دی 1388ساعت 12:30 توسط رامین نصیری |





شيشه اي مي شكند... يك نفر مي پرسد...چرا شيشه شكست؟

مادر مي گويد...شايد اين رفع بلاست.

يك نفر زمزمه كرد...باد سرد وحشي مثل يك كودك شيطان آمد. شيشه ي پنجره را زود شكست.

كاش امشب كه دلم مثل آن شيشه ي مغرور شكست،

عابري خنده كنان مي آمد... تكه اي از آن را برمي داشت مرهمي بر دل تنگم مي شد...

اما امشب ديدم... هيچ كس هيچ نگفت غصه ام را نشنيد...

از خودم مي پرسم آيا ارزش قلب من از شيشه ي پنجره هم كمتر است؟

دل من سخت شكست اما، هيچ كس هيچ نگفت و نپرسيد چرا؟

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 15:50 توسط رامین نصیری |




دلت تنگ است ميدانم ، قلبت شكسته است مي دانم ، زندگي
برايت عذاب است ميدانم ، دوري برايت سخت است ميدانم … اما


براي چند لحظه آرام بگير عزيزم


گريه نكن كه اشكهايت حال و هواي مرا نيز باراني مي كند ، گريه
نكن كه چشمهاي من نيز به گريه خواهند افتاد … آرام باش عزيزم ،


دواي درد تو گريه نيست!


بيا و درد دلت را به من بگو تا آرام بگيري ، با گريه خودت را آرام نكن...!
با تنهايي باش اما اشك نريز ، درد دلت را به تنهايي بگو زماني كه

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 15:46 توسط رامین نصیری |



+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 15:42 توسط رامین نصیری |



دوستت دارم

    حتي اگر قرار باشد

                 شبي بي چراغ، در حسرت يافتنت

       تمام پس كوچه ها را

                  زير باران، قدم بزنم.

+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت 15:25 توسط رامین نصیری |



ديگه تو رو ندارم تورو ازم گرفتن


گفتن فراموشت کنم منو دست کم گرفتن


گفتن که عشق تو کجا لايق اسم اون ميشه


گفتن برو که عشق اون قسمت ديگرون بشه 


   منم گفتم


اگه که خالي دستام اگه هيچي ندارم


عوضش براي تو يه قلب ديونه دارم


اگه که تورو گرفتن اگه تو داري ميري


عوضش توي خيالم با تو پروازي دار


+ نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 15:15 توسط رامین نصیری |



+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 16:47 توسط رامین نصیری |



 



 خاطرم نيست که تو از باراني ، يا که از نسل نسيم
هر چه هستي گذرا نيست هوايت ، بويت . . .


فقط آهسته بگو . . با دلم مي ماني . . 



+ نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت 13:8 توسط رامین نصیری |



  1. دوستت ندارم به اندازه ي اقيانوس، . چون يه روز به آخرش ميرسي . دوستت ندارم به اندازي خورشيد، . چون غروب ميکنه . دوستت دارم . به اندازي روت که هيچوقت کم نميشه


    گاهي اوقات آرزو مي کنم اي کاش تک پرنده عاشقي بودم که ميان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمين هستي برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شيداي تو وعاشقانه دوستت دارم

    =======================

    براي آنکه به طريق خود ايمان داشته باشيم ، لازم نيست ثابت کنيم که طريق ديگران نادرست است . کسي که چنين مي پندارد ، به گامهاي خود نيز ايمان ندارد . (پائولو کوئليو

    =======================

    عشق يعني خون دل يعني جفا عشق يعني درد و دل يعني صفا عشق يعني يک شهاب و يک سراب عشق يعني يک سلام و يک جواب عشق يعني يک نگاه و يک نياز عشق يعني عالمي راز و نياز

    =======================

    به روي گونه تابيدي و رفتي مرا با عشق سنجيدي و رفتي تمام هستي ام نيلوفري بود تو هستي مرا چيدي و رفتي
+ نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 13:51 توسط رامین نصیری |



گفتمش آغاز درد عشق چيست؟....

 گفت آغازش سراسر بندگيست....

گفتمش پايان آن را هم بگو....

گفت پايان همه شرمندگيست....

گفتمش درمان دردم را بگو....

گفت درماني ندارد بي دواست....

گفتمش يک اندکي تسکين آن....

گفت تسکينش همه سوز ….

فنا ست نيکوست

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت 13:57 توسط رامین نصیری |